باران
خاطرات
دلم اندازه یک ابر پر از باران ست گرچه این دل در پی درمان ست غصه ای نیست که درمان نشود لیک من به اندازه این باران عشق بر قفس خاطره هام می بارم و به اندازه هر قطره خاطره ای بر این دل می نشانم ولیکن رنگین تا که بعد از باران تو ببینی کمانی رنگین من نشینم به انتظار ابری تا بیاید باز دلم تازه کند به تماشای نگاهی که به من اندازی باز شوم ابر پر از دلتنگی باز دلم پر غصه باز دلی درمانده باز نگاهی تازه باز غمم می بارد
نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت
11:29 توسط آزاده هاظمي زاده| |
| Design By : Night Skin |

